شعر های بلند و کوتاه - * - 18 بهمن 1390,ساعت 22:08:24

دوستان خود را به تالار گفتمان ساده دل دعوت کنید - برای دعوت کلیک کنید



جدیدترین پست ها
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : وقتی دل سودایی میرفت به بوستانهابی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانهاگه نعر...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط arashro        تاریخ : امروز، ساعت 20:15:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : کفر سر زلف تو ایمان ماست درد غم عشق تو درمان ماستمجلس ما بی تو ندارد فر...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط arashro        تاریخ : امروز، ساعت 19:53:02
موضوع : خنده دار و بامزه
متن :  تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا ...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط مانیلا        تاریخ : امروز، ساعت 11:19:36
موضوع : اخبار اقتصادی
متن : قیمت جهانی نفت از مرز ۱۱۶ دلار در هر بشکه گذشت به دنبال سرمای شدید در ار...
در اخـــبــار عــمــومــي
توسط meysam        تاریخ : امروز، ساعت 09:58:08
موضوع : اخبار گوناگون سخت افزار
متن : لو رفتن کارت گرافیک های انویدیا در سال ۲۰۱۲: با سری کپلر آشنا شویدشما اجازه ...
در اخبار سخت افزار
توسط meysam        تاریخ : امروز، ساعت 08:57:01
موضوع : نرم افزار مالتی مدیا
متن : دانلود CyberLink PowerDVD 12.0.1312.54 Ultra Multilanguage - نرم افزار قدرتمند پخش DVD و فیلم ها...
در معرفی و دانلود نرم افزار
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 19:31:15
موضوع : فقط بگو
متن : میگفت انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر میمیرم...!فقط برای یک امتحان سا...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط eln@z        تاریخ : ديروز، ساعت 17:06:37
موضوع : ***** اخبار گوشی های نوکیا *****
متن : پیش خرید Lumia 900 در فروشگاه مایکروسافت آغاز شدشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در ...
در نــــــوکــــــیـــــا
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:59:10
موضوع : اخبار گوناگون اينترنت
متن : بیانیه رسمی سامسونگ الکترونیکس در ارتباط با کلیپ ضد ایرانی اسرائیلشما اج...
در اخبار شبـكه و ايـنـتـرنـت
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:58:17
موضوع : نرم افزار امنیتی
متن : دانلود AVG Internet Security 2012 Multilingual (x86/x64) - تامین امنیت در فضای مجازیشما اجازه ديدن اي...
در معرفی و دانلود نرم افزار
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:56:16
موضوع : نرم افزار کاربردی (1)
متن : دانلود Flip PDF Professional 1.5.2.0 نرم افزار تبدیل فایل های PDF به کتاب های الکترون...
در معرفی و دانلود نرم افزار
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:56:02
موضوع : اخبار سیاسی
متن : اوباما: تنها یک راه حل در مورد ایران مانده است باراک اوباما رئیس جمهور ...
در اخـــبــار عــمــومــي
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:51:55
موضوع : اخبار پزشکی - بهداشت - تغذيه
متن : دارویی برای بلند شدن مژه ها فکر می کنید دارویی برای بلند شدن مژه ها وجو...
در اخـــبــار عــمــومــي
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:51:16
موضوع : اخبار گوناگون
متن : تولد نوزاد 7 کیلویی در قزاقستان + عکس این نوزاد 6 کیلو و 645 گرم وزن داشت و...
در اخـــبــار عــمــومــي
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:50:04
موضوع : اخبار گوناگون نرم افزار
متن : جزئیات تازه ای از ویندوز فون 8 به بیرون درز کردشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا ...
در اخبار نرم افزار
توسط meysam        تاریخ : ديروز، ساعت 11:49:43

صفحه: 1 ... 20 21 22 [23] 24 25 26 ... 52   بالا
موضوع: شعر های بلند و کوتاه  (دفعات بازدید: 26913 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
21 بهمن 1388,ساعت 18:19:56
پاسخ #330 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
آن را که جفا جوست نمی باید خواست

سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست

 مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست

از دوست به جز دوست نمی باید خواست

**********

دوستي همچو خزان است و بهار

همجو آيينه گهي پر ز غبار

دوستي خاطره ي باران است

ترش و شيرين ، چو يكي كاسه انار

قدري احساس برايم كافيست

بيش از اين نيز ، زمن چشم مدار

غصه را حبس مكن در سينه

بغض را بشكن و اين بار ببار !

راستي اشك مرا يادت هست ؟

وقت رفتن كمي از آن بردار !

و جدايي تلخي قصه ي ماست

تو به اين فاصله ها دل مسپار

دوست مي دارمت اي دوست

تو نيز ، دل تنهاي مرا دوست بدار





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
21 بهمن 1388,ساعت 18:24:30
پاسخ #331 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
من از پاییز دانستم

خزان آغاز زیبایی است

و هر رنگی دل انگیز است

اگر چه رنگ رنجوری است در پاییز

به من پاییز می گوید

بهار با طراوت را اگر نیکو نمی داری

اگر قدرش نمی دانی

سرانجامش به پاییز است

اگر از آن لطافت ها گریزانی

اگر محزون و حیرانی

سرانجامش چنین ، رنگی است

من از پاییز دانستم

ز هر فصلی نشاط و لذت و شادی ست

ز هر فصلی ،هوای تازگی جاری ست

ز هر فصلی ،هوا بوی خدا دارد

من از پاییز دانستم

که هر رنگی دل انگیز است

و هر رنگی ز اسرار خداوندی است

اگر آبی ، اگر سبزی

اگر سرخی،اگر زردی . . .

من از پاییز دانستم

صفای زندگی تنها ، جوانی نیست

و هر فصلی

حکایت از زمان خویش می خواند

ز هر فصلی صفای زندگانی هست

من از پاییز دانستم

ز هرفصلی صفای زندگی پیداست

اگر نیکو

اگر زشت است

هوای زندگی رنگی است

سیاهی رافراری ده

سراسر زندگی رنگی است

هوای زندگی سبز است

صفای زندگی آبی

نگاه عشق بس زیبا

سراسر زندگی نیلی

من از پاییز دانستم

خزان آغاز زیبایی است

اگر چه رنگ او زرد است

حضور زندگی ، جاریست

حضور زندگی جاریست
                                                    (حسین اسفندیار)




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena, ثنا, مهلا

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 01:58:50
پاسخ #332 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1946
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
اسطورره های کودکی ام را صدا کنید
من را میان قصه ی آن ها رها کنید
دنیای مردمان حقیقی دروغ بود
دیگر حساب باور من را جدا کنید
بی قهرمان و قصه نشستن برای چیست؟
فکری به حال آخر این ماجرا کنید
یک بار قصر رستم افسانه ساز را
در نغمه های تلخ حقیقت به پا کنید
این جا فناپذیر و حقیرند مردمان
من را به جاودانه شدن آشنا کنید
از دست واقعیت این شهر خسته ام
اسطوره های کودکی ام را صدا کنید"رضایی"







خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 02:01:32
پاسخ #333 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1946
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
کجایش خنده دارد این شب تاریک و بی سامان !
که ساعتهاست می‌خندی بر این ویرانه ویران

تو از اغاز عصر زخم و درد و بی‌کسی شادی
و یا از اینکه نزدیک است دیگر نقطه پایان؟!

چرا ازاد خندیدی ؟ندیدی؟ سوگ ازادیست
و هر کس پای خود را بسته بر زنجیر یک زندان

یکی در بند تنهایی خودش را سخت پیچیده
یکی از مرگ مینالد یکی از درد بی درمان

به ریش خویش می‌خندی که می‌بازی در این بازی
که حتی نغمه یادت نمی‌ماند در این دوران؟!

به چشم خویش می‌بینی که قرنی تلخ می‌اید
بگو اخر چه می‌خواهی بگویی با لب خندان"رضایی"







خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 02:09:30
پاسخ #334 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1946
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها

من يكرنگ بيزارم، از اين نيرنگ بازيها

زرنگي، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت

رفيقان را زپا افكندن و گردن فرازيها

تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري

بنازم همت والاي باز و، بي نيازيها

به ميداني كه مي بندد پاي شهسواران را

تو طفل هرزه پو، بايد كني اين تركتازيها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غير از اين حاصل

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها"معینی کرمانشاهی"








خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 06:51:09
پاسخ #335 در:
B.b0y
تشكر
-اهدا شده: 2
-دريافت شده: 12


تازه وارد
*
محبوبيت : 30
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 24
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از کوجه ما دوره گرد

داد ميزد: گهنه قالي ميخرم ، دسته دوم ، جنس عالي ميخرم

کاسه و ظروف سفالي ميخرم ، گر نداري کوزه خالي ميخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهي کشيد بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نيست ، خدا شکرت ، ولي اين زندگيست ؟

بوي نان تازه هوشش را برده بود ، اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد ، گفت آقا سفره خالي ميخريد  . . . ؟


----------------------------------------

زندگی قصه تلخیست که از آغاز است
بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم . . .


-------------------------------------------

آوای باد انگار آوای خشک سالیست 
دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالیست
 
باید که عشق ورزید ٬ باید که مهربان بود 
زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست . . .





لحظه ها در پی هم میگذرند و میان آن ها تو فقط میمانی
لحظه ای با من باش ، تا ابد در دل من مهمانی . . .








وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی.واسه عشقهای توخالی ساده مردن واسه چی؟...

خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 12:05:45
پاسخ #336 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1002
-دريافت شده: 1336


*
محبوبيت : 696
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1058
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
چشمان تو آخرِ همه خوبی ها
قلب تو سراسر همه خوبی ها

من مفرد و شهره ام به تنها بودن
تو جمع مکسر همه خوبی ها




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
23 بهمن 1388,ساعت 17:46:30
پاسخ #337 در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
صدا به صدا نمي‌رسد
چشم، چشم را نمي‌بيند
بيا به خانه برگرديم خواهركم
ما به اندازه كافي بهانه براي گريستن داريم

بيا به خانه برگرديم
مگر نمي‌بيني
اينجا نه پرنده‌اي آواز مي‌خواند
نه كودكي لبخند مي‌زند
و از دهان بهت‌زده كوچه‌ها و خيابان‌ها
آتش و دود برمي‌خيزد

بيا به خانه برگرديم
این ها بی رح اند
گلوله‌هاشان مشقي نيست
چشم‌هاي معصوم تو، خواهركم
طاقت اين همه گاز اشك‌آور و
دشنام و دود را ندارد

بيا به خانه برگرديم خواهركم
اين خيابان را
پيش از اين بارها به خون كشيده‌اند
اينجا اميرآباد است
آن بالا، مدال تقلبی برای سرداران تقلبی تولید می کنند

و كمي‌پايين‌تر
خوابگاهي است كه اي بسا شب‌ها
يك ذره خواب به چشمش نيامده است
بيا به خانه برگرديم
اينجا خوابگاه نيست
بيدارگاه جوان‌هاي ماست
اينجا آشيانه كتاب‌ها و كاغذهايي است
كه اي بسا شب‌ها
چون پرندگاني سپيد
در آتش و دود چرخ خورده‌اند
و با بال‌هاي سوخته
بر نعش‌ها و دست و پاهاي شكسته فروريخته‌اند
و ‌اي بسا شب‌ها
درها و پنجره‌هاشان
از زور درد و ضرب چکمه جهل
مانند موشك‌هاي كاغذي كودكانه ما
تا آن سوي خيابان، پرواز كرده‌اند

بيا به خانه برگرديم خواهركم
من، از لابه‌لاي اين همه شلوغي و فرياد
صداي مادر را مي‌شنوم
كه چشم‌هايش را به كوچه دوخته است
و از تمام رهگذران
كه شانه‌هاشان امروز، خميده‌تر از ديروز است
مي‌پرسد:
«خانم! آقا! شما نداي مرا نديده‌ايد؟
نمي‌دانم كجاست، موبايلش چرا جواب نمي‌دهد؟!»
نه! خواهركم
حالا ديگر، راهي براي برگشتن نيست
باید به بیمارستان ها  سرد خانه ها  زندان ها

باید به پزشکی قانونی برویم

بايد تمام شب‌ها را
دنبال ردپاي تو
در کوچه ها و خیابان ها باشیم

فردا، تمام تلویزیون های دنیا

چهره خونینت را پخش می کنند

و صفحه‌هاي اول روزنامه‌ها، در سراسر دنيا
زير عكس تو خواهند نوشت:
اينجا تهران است، خيابان اميرآباد
و این «ندا»

ندای نوشکفته آزادی است

که از گلوی خونین ملتی بزرگ

بر آمده است.

حافظ موسوی






ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
27 بهمن 1388,ساعت 17:14:59
پاسخ #338 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم  /  سرم را میگذارم بی تو روی شانه ی تارم

پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند  /   که تو شرقی ترین آئینه می آیی به دیدارم

سرت را میگذاری روی زیر اندازی از چشمم  /   نگاهم میکنی چشمی که عمری کردی انکارم

دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما  /  چگونه میتوانم از نگاهت دست بر دارم

تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما  /  به دندان پشت دستم مینویسم دوستت دارم
***********

خداحافظ گل مریم ،گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سردم گم ،خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
27 بهمن 1388,ساعت 17:37:29
پاسخ #339 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چند روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
خیلی سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم
انقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
27 بهمن 1388,ساعت 17:42:15
پاسخ #340 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
من بغضِ تلخِ عشقم
         
                 شاید بنام حسرت

                             شعری سرایم امشب

************
نغمه حسرت

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل آشیانی داشتم
 
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار

پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

عشق را از شوق بودم خاک بوس درگهی

چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود

در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من

داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش

نغمه ها بودی مرا تا همزبانی داشتم


(رهی معیری)




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, مهلا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
27 بهمن 1388,ساعت 19:26:02
پاسخ #341 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
آدمك مرگ همينجاست .... بخند
آن خدايي كه بزرگش خواندي ...

به خدا مثل تو تنهاست .... بخند..

دستخطي كه تو را عاشق كرد ...

شوخي كاغذي ماست ... بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است ....

فكر كن گريه چه زيباست بخند ...

صبح فردا به شبت نيست كه نيست ...

تازه انگار كه فرداست .. بخند ...

راستي ! آنچه به يادت داديم

پر زدن نيست ، كه درجاست .. بخند

آدمك نغمه ي آغاز نخوان

بخدا آخر دنیاست بخند..




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, shadi.shadi, مهلا

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
29 بهمن 1388,ساعت 14:05:46
پاسخ #342 در:
ثنا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 600
-دريافت شده: 520


*
محبوبيت : 216
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 454
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
دست طلب ندارم تا کام من براید
                                          یا تن رسد به جانان یا جان ز تن براید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
                                           کز اتش درونم دود از کفن براید
بنمای رخ که خلقی واله شوند وحیران
                                           بگشای لب که فریاد از مرد و زن براید
جان بر لب است وحسرت در دل که از لبانش
                                           نگرفته هیچ کامی جان از بدن براید
از حسرت دهانش امد به تنگ جانم
                                           خود کام تنگدستان کی زان دهن براید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
                                          هر جا که نام حافظ در انجمن براید




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا, jorj

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

خارج شده است
29 بهمن 1388,ساعت 14:18:18
پاسخ #343 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
نیمه شب آواره وبی حس وحال

در سرم سودای جامی بی زوال

پرسه ای آغاز کردم در خیال

دل بیاد آورد ایام وصال

وای از آن شب زنده داری تا سحر

وای از آن عمری که با او شد بسر

مست او بودم ز دنیا بیخبر

دم بدم این عشق می شد بیشتر

روزگار اماوفا با ما نداشت

طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس

حسرت و رنج فراوان بود وبس

با من دیوانه پیمان ساده بست

ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را گسست

این خبر نا گاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رست

رفت و با دلدار دیگر عهد بست

بخت بد بین وصل او قسمت نشد

این گدا مشمول آن رحمت نشد

از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوش غصه او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم

ذره ذره آب گشتم کم شدم

آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من از من گذشتی،خوش گذر

بعد از این حتی تو اسمم را نبر

آخر این یکبار از من بشنو پند

بر من و بر روزگارم دل مبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود

عشق دیرین گسسته تارو پود

گر چه آب رفته باز آید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
29 بهمن 1388,ساعت 15:09:03
پاسخ #344 در:
شالیزه
مدیر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2448


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه

حاضری جون فداش کنی ، وقتی کسی رو دوس داری
حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی
به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه   
فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه   
قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی         
خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم
اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو
فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو
حاضری هر چی دوس داشت ، به خاطرش رها کنی
حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات
وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری
تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری
حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره
حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر
اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی
حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن
حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن
کارتو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه رو به روت
وقتی کسی تو قلبته ، یه چیز قیمتی داری
دیگه به چشمت نمیاد اگر ثروتی داری
حاضری هر چی بشنوی حتی آگه سرزنشه
به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه
حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی
غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی
حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ
عاشق باشی ، اما بازم بگیری دستت تفنگ
حاضری هر چی گل داریم ، دونه به دونه بشمری
بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری
حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی
پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی
حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن
پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن
حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس
وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمی ده دیگه ترس
وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی
نذار که از دستت بره ، این گنج خیلی قیمتی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
صفحه: 1 ... 20 21 22 [23] 24 25 26 ... 52   بالا

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
شعر های کوتاه و بلند جهان ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 » غزل فروش 24 1079 آخرين ارسال 27 خرداد 1390,ساعت 01:49:00
توسط ZAGHI
==== داستان کوتاه 2 ==== ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 3 4 5 » شالیزه 69 1733 آخرين ارسال 07 بهمن 1390,ساعت 05:12:57
توسط arashro
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 10 بهمن 1390,ساعت 07:03:03



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها